عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

226

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و چون عقبه‌ها و خطرهاى باديه ببيند از منكر و نكير و حيّات و عقارب در گور كه شرع از آن نشان داده ياد كند ، و بحقيقت داند كه از لحد تا حشر باديه‌اى عظيم در پيش است كه بىبدرقهء طاعت بريدن آن دشخوار است . اگر درين باديه بدين آسانى بدرقه‌اى بكارست ، پس در باديهء قيامت ، بىبدرقهء طاعت چون رستگارست ؟ ! راستكارى پيشه‌كن كاندر مصاف رستخيز * نيستند از خشم حق جز راستكاران رستگار و آن گه كه لبّيك گويد بجواب نداء حق تا از نداء قيامت برانديشد كه فردا به گوش وى خواهد رسيد و نداند كه آن نداء سعادت خواهد بود يا نداء شقاوت . على بن حسين عليهما السلام در وقت احرام او را ديدند ، زرد روى و مضطرب ! و هيچ سخن نمىگفت . گفتند : چه رسيد مهتر دين را كه بوقت احرام لبّيك نمىگويد ؟ گفت : ترسم كه اگر گويم لبيك جواب دهند : « لا لبّيك و لا سعديك » و آن گه گفت : شنيده‌ام كه هر كه حج از مال شبهت كند ، او را گويند : « لا لبّيك ، و لا سعديك ، حتّى تردّ ما فى يديك » . و چون طواف و سعى كند قصهء وى بقومى بيچارگان ماند كه بدرگاه ملوك شوند نيازى را و حاجتى را كه دارند ، و گرد سراى ملك مىگردند ، و اندر ميدان در سراى تردد مىكنند ، و كسى را مىجويند كه از بهر ايشان شفاعت كند ، و اميد ميدارند كه مگر ناگاه خود چشم ملك بر ايشان افتد و ببخشايد ، و كار ايشان سره شود . اما وقوف عرفه و آن اجتماع اصناف خلق در آن صحراء عرفات ، و آن خروش و تضرّع و آن زارى و گريهء ايشان ، و آن دعا و ذكر ايشان بزبانهاى مختلف ، بعرصات قيامت ماند ؛ كه خلائق همه جمع شوند ، و هر كس به خود مشغول ، در انتظار